سرکار علیه فاطمه رجبی
وقت به خیر
ن
می دانم چه شد که تصمیم گرفتم به جای یادداشت ،برای شما نامه بنویسم.شاید از تاثیرات برخی قلم به مزدان آمریکایی باشد که مرا هم به این راه کشاند.
الغرض ؛دیروز به وبلاگ سرکار مراجعه داشتم.هرچه تلاش کردم ببینم چگونه می توان با شما می توان ارتباط برقرار کرد هیچ پنجره امیدی نمایان نشد و این قلم به دست مجبور شدم به صورت سر گشاده برای شما نامه بنویسم.
عرض کردم دیشب توفیق یافتم تا به سایت شما مراجعه کنم.بر این خیال یقینا باطل بودم که احتمالا از اهانت های اخیر برخی فلان فلان شده ها احتمالا دیگ اصولگرایی و اسلام خواهی شما به جوش آمده است و حسابی در قبال این دین به دنیا فروشان موضوع گیری جانانه ای کرده اید.
اولین مطلب شما به تاریخ : 1386.11.23 این عنوان را داشت "دکتر توکلی و امتحانات او" دومین مطلب شما این تیتر را داشت:" تندروها در لیست؟!"و همین جور الی آخر....
ابتدا احساس کردم شاید کار این آمریکای از خدا بیخبر باشد که بوسیله اجانب داخلی مطلب شما علیه سید حن خمینی را از روی سایت شما حذف کرده است.بعد فکر کردم شاید شما مطلبی را در این خصوص نگاشته اید و به موقع مقتضی موکول کرده اید تا ضربه ای جانانه به توهین کنندگان بزنید اما بعد فکر کردم....فکر کردم اساسا من که اصلاح طلبم اصلا می توانم درست فکر کنم یا اصلا توان فکر کردن دارم...
در شرایطی که برخی جریانات منطقی تر اصولگرا دست به محکوم نمودن تعرض به حجت الاسلام خمینی زده اند شاهد آن هستیم که مدعیانی که نظام و ارزشها را ارث پدری خود قلمداد می کنند در این خصوص روزه سکوت گرفته اند و حتی پادوهای ان قصد دارند به نحوی این عمل را توجیه کنند یا آنرا اتفاقی ساده قلمداد کنند(نگاه کنید به قسمت وبلاگ های سایت رجا نیوز).
به نظر این افراد خشک مغز قشری نگر که مدعی دو آتشه اصول هستند سخنان حسن خمینی در خصوص رد صلاحیت ها و عدم دخالت نظامی ها در سیاست آنقدر از اهمیت برخوردار نیست که حداقل در چند کلمه آنرا محکوم کنند.
کسانی که بزرگان را از تیغ قلم مسموم خود میگذارنند اینک در قبال توهین به حسن خمینی سکوت کرده اند.شاید هم از منظر آنان انقلاب ونظام زمانی به خطر می افتد که کسی سخنی بر زبان براند که احیانا کنایه ای به معجزه هزاره سوم باشد.
در مشی این گروه اصول یعنی جناح دولت،اسلام یعنی احمدی نژاد،نظام یعنی و... قس علی هذا.
اوج بی صداقتی تندروهایی مانند فاطمه رجبی را می توان در سکوت معنا دار وی در قبال توهین به سید حسن دید.بر همین اساس می توان به این نتیجه قطعی دست یافت که فریاد به ظاهر حق طلبانه رجبی و رجبی معجونی از ریا وشهرت طلبی است که هیچ جایگاهی نمیتواند در بین مردم بیابد.



اردیبهشت 1387