Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 27 بهمن ماه سال 1386
بدرود آیت الله

-خبر مرگ خیلی سریعتر از اخبار دیگر در شهر می پیچد.حتی دنیای مجازی هم نمی تواند در این

آیت الله توسلی در سفر به کرمان -فکر کنم این عکس را حمید صادقی تهیه کرده باشد

عرصه به رقابت بپردازد.

آیت الله توسلی در گذشت.خیلی کوتاه.مانند همه آنچه که این روزها شنیدیم.

-آیت الله را در سفر خاتمی به کرمان از نزدیک دیدم.حدود یک ماه وچند روز پیش .احساس خوشایندی از دیدار با او داشتم.اگر بگویم بیش از دیدار با خاتمی دروغ نگفته ام.چرا که خاتمی را بارها از نزدیک دیده بودم.حس خوشایندی را که از دیدن او داشتم شناختم.هنگامی که تلویزیون تصاویر امام را پخش می کرد دو نفر را می توانستی در کنار امام ببینی.یکی سید احمد آقا،یکی آیت الله توسلی.همراهی او با امام او را برایم عزیز کرده بود.از سویی همراهی وهمدلی او با سید محمد خاتمی پیامی داشت که بسیار مهم و ارزشمند است.

-آخرین برنامه سفر خاتمی دیدار با حجت الاسلام سید محمد خوشرو بود.من نیز در این دیدار حضور داشتم. هنگامی که آقای توسلی برای تجدید وضو به طرف بیرون از اتاق رفت دنبال او به راه افتادم.نتوانستم علاقه ام را پنهان کنم.نزدیک رفتم و سلام کردم به آرامی پاسخ گفت.در حالیکه بغض گلویم را فشار میداد گفتم:حاج آقا !شما را که می بینم یاد امام می افتم.با همان لحن صمیمانه گفت:لطف دارید فرزندم!

می خواستم با او از رنج هایی بگویم که بر اصلاح طلبان می رود.از غصه هایی که خاتمی در دل دارد و از راه و روش امام .اما نخواستم برای او مزاحمت ایجاد کنم.

-نمی دانم خواب اصولا تعبیر دارد یا نه ؟اما دیشب در عالم رویا مرحوم حاج احمد خمینی را دیدم که در تشییع جنازه آیت الله طالقانی شرکت کرده و در حال عزاداری برای او بودیم.خیلی تعجب کردم.

امروز خوابم را برای یکی گفتم.گفت مرگ میت یعنی کسی پرواز می کند.

امروز هم توسلی پرواز کرد.

بدرود آیت الله .

جمعه 26 بهمن ماه سال 1386
خانم رجبی!چرا سکوت؟

سرکار علیه فاطمه رجبی

وقت به خیر

نمی دانم چه شد که تصمیم گرفتم به جای یادداشت ،برای شما نامه بنویسم.شاید از تاثیرات برخی قلم به مزدان آمریکایی باشد که مرا هم به این راه کشاند.

الغرض ؛دیروز به وبلاگ سرکار مراجعه داشتم.هرچه تلاش کردم ببینم چگونه می توان با شما می توان ارتباط برقرار کرد هیچ پنجره امیدی نمایان نشد و این قلم به دست مجبور شدم به صورت سر گشاده برای شما نامه بنویسم.

عرض کردم دیشب توفیق یافتم تا به سایت شما مراجعه کنم.بر این خیال یقینا باطل بودم که احتمالا از اهانت های اخیر برخی فلان فلان شده ها احتمالا دیگ اصولگرایی و اسلام خواهی شما به جوش آمده است و حسابی در قبال این دین به دنیا فروشان موضوع گیری جانانه ای کرده اید.

اولین مطلب شما به تاریخ : 1386.11.23  این عنوان را داشت "دکتر توکلی و امتحانات او" دومین مطلب شما این تیتر را داشت:" تندروها در لیست؟!"و همین جور الی آخر....

ابتدا احساس کردم شاید کار این آمریکای از خدا بیخبر باشد که بوسیله اجانب داخلی مطلب شما علیه سید حن خمینی را از روی سایت شما حذف کرده است.بعد فکر کردم شاید شما مطلبی را در این خصوص نگاشته اید و به موقع مقتضی موکول کرده اید تا ضربه ای جانانه به توهین کنندگان بزنید اما بعد فکر کردم....فکر کردم اساسا من که اصلاح طلبم اصلا می توانم درست فکر کنم یا اصلا توان فکر کردن دارم...

در شرایطی که برخی جریانات منطقی تر اصولگرا دست به محکوم نمودن تعرض به حجت الاسلام خمینی زده اند شاهد آن هستیم که مدعیانی که نظام و ارزشها را ارث پدری خود قلمداد می کنند در این خصوص روزه سکوت گرفته اند و حتی پادوهای ان قصد دارند به نحوی این عمل را توجیه کنند یا آنرا اتفاقی ساده قلمداد کنند(نگاه کنید به قسمت وبلاگ های سایت رجا نیوز).

به نظر این افراد خشک مغز قشری نگر که مدعی دو آتشه اصول هستند سخنان حسن خمینی در خصوص رد صلاحیت ها و عدم دخالت نظامی ها در سیاست آنقدر از اهمیت برخوردار نیست که حداقل در چند کلمه آنرا محکوم کنند.

کسانی که بزرگان را از تیغ قلم مسموم خود میگذارنند اینک در قبال توهین به حسن خمینی سکوت کرده اند.شاید هم از منظر آنان انقلاب ونظام زمانی به خطر می افتد که کسی سخنی بر زبان براند که احیانا کنایه ای به معجزه هزاره سوم باشد.

در مشی این گروه اصول یعنی جناح دولت،اسلام یعنی احمدی نژاد،نظام یعنی و... قس علی هذا.

اوج بی صداقتی تندروهایی مانند فاطمه رجبی را می توان در سکوت معنا دار وی در قبال توهین به سید حسن دید.بر همین اساس می توان به این نتیجه قطعی دست یافت که فریاد به ظاهر حق طلبانه رجبی و رجبی معجونی از ریا وشهرت طلبی است که هیچ جایگاهی نمیتواند در بین مردم بیابد.

 

چهارشنبه 10 بهمن ماه سال 1386
کامتان شیرین!

رقابت در کشور ما معنای ویژه ای یافته است.یک طرف رقیبی که سالها زودتر از موعد خود را برای رقابت آماده می کند و یک طرف رقیبی که نمی داند تا یک هفته قبل از موعد از اخذ رای می تواند دل شورای نگهبان را به دست بیاورد یا خیر.

هیئت های اجرایی این بار در دولت مهرورز دست به حذف گسترده نیروهای اصلاح طلب زده اند و با بازی ریاضی سعی می کنند خود را مبرا کنند.هرگاه که بازی ریاضی نیز نمیتواند راه را بر آنها بگشاید دولت گذشته را متهم می کنند که در بررسی صلاحیت ها دقت نکرده است.اصلاح طلبان بر اساس برخی گذشته در 85 حوزه توان رقابت دارند و در سایر حوزه ها رقابت از بین رفته است.

در آن سوی اما مدعیان "اصولگرایی"که کابوس مجلس ششم خواب از چشمان آنها ربوده است حملات خود را متوجه این دوره پر افتخار مجلس می کنند و نزد مردم التماس می کنند که نگذارید مجلس ششم دیگری تشکیل شود.

آنها به خوبی می دانند که رونقی در بازار سیاست ندارند.حتی به رد صلاحیت ها نیز نمی توان دلخوش داشت.از این روی است که این مظاهر اخلاق و التزام به اسلام و... از هیچ راهی برای منکوب کردن کردن مجلس ششم چشم پوشانی نمی کنند.

به آنها حق می دهم .آنها را مجلسی باید که وقتی پیچ رادیو را باز میکنند تنشان نلرزد.آنها را مجلسی باید که در برابر کشته شدن چند جوان در زندانها سکوت کند.آنها را چه به مجلس ششم که قتل زهرا کاظمی را پیگیری کرد.آنها مجلسی میخواهند گوش به فرمان ومطیع.نه مجلس پر تحرکی چون مجلس ششم که به واضع کلمه در راس امور بود.

اقتدارگرایان مجلسی می خواهند تا در برابر عملکرد منفی دولت نهم روزه سکوت بگیرد.عملکردی که دیگر تششع!آن از مرزهای سیاست ودیپلماسی عبور کرده و حوزه فرهنگ را هم در بر گرفته.

در این انتصابات که اصلاح طلبان با دست و پای بسته باید به زمین بیایند شما باید کامتان شیرین باد از این فتح بزرگ.

 

پی نوشت ها:

+نباید مجلس ششم دیگری شکل‌بگیرد

+هیچ‌گونه تکلیفی برای هیات‌های اجرایی تعیین نشده است

+به ازای هر کرسی مجلس ‪ ۱۸‬نامزد داریم

 

سه شنبه 9 بهمن ماه سال 1386
اصلاح طلبی ؛هدف نه شعار
 
هنوز چند صباحی به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی مانده این سوال در اذهان عمومی شکل می گیرد که "اصلاح طلبی" چیست؟آیا اصلاح طلبی یک شعار است برای جمع آوری رای.یا یک هدف است برای سربلندی ایران.امروز شاید این وآنی باشند که در سودای کرسی های دلفریب مجلس در میان جماعت اصلاح طلب ؛اصلاح طلب باشند و در میان جماعت اصولگرا ؛اصولگرا.اصلاح طلبی اما نه به "بیان"است که عملی باید تا کسی را بتوان در زمره اصلاح طلبان دانست.

اما اصلاحات چیست؟ملت مبارز ایران در صد ساله گذشته و در اوج مبارزات خویش همواره خواستار برقراری آزادی،عدالت،حق حاکمیت مردم و... بوده اند.و در این راه پر فراز و نشیب چه رگها که در حمام فین کاشان زده نشد و چه پوست ها که از کله آزادی خواهان کنده نشد و چه حبس ها و تبعیدها به پیش قراولان آزادی وعدالت خواهان تحمیل نشد.

از بیش از 100 سال پیش تا به امروز مردم ایران 4 دوره حساس 1-انقلاب مشروطه2-جنبش مصدق3-انقلاب اسلامی4-جنبش دوم خرداد را پشت سر گذارده اند که فصل مشترک همه این جنبش ها و انقلاب ها تحقق "حاکمیت مردم"بوده است.

محوری ترین شعار مردم ایران در انقلاب اسلامی شعار استقلال،آزدای،جمهوری اسلامی است بود.شرایط پس از انقلاب اسلامی و همزمانی توطئه های داخلی با حمله دشمن خارجی اگرچه توانست این "جمهوری اسلامی" تازه رسته از دام استبداد را با "استقلال" همراه سازد اما شرایط ناشی از جنگ تحمیلی بسط وتقویت "آزادی"را با بحران مواجه ساخت.با پایان پذیرفتن جنگ و آغاز دوران سازندگی و لزوم بازسازی خرابی های به بار آمده "آزادی"بار دیگر مجال حضور یافت.با پایان دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و آماده شدن فضای سیاسی کشور برای انتخابات ریاست جمهوری این بار سید محمد خاتمی که با حذف گسترده نیروهای خط امام در مجلس چهارم او نیز از وزارت ارشاد استعفا داد وارد صحنه انتخابات شد.

تاکید خاتمی از ابتدای ورود خود به صحنه انتخابات "قانون گرایی"،"گسترش آزادی بیان"،"آزادی حق انتخاب شدن وانتخاب کردن"،"احترام به حقوق شهروندان" و... مبنای شعارهای وی قرار گرفت و این همان "آزادی" نهفته در دل شعارهای ابتدای انقلاب بود.از این رو خاتمی و همراهان او با تاکید بر حفظ اصالت نظام و قانون اساسی خواستار انجام اصلاحاتی در امور سیاسی،اجتماعی،فرهنگی واقتصادی شدند که برپایه آن زمینه توسعه همه جانبه کشور و رشد و بالندگی نظام جمهوری اسلامی فراهم می شد.

این فراز حساس از تاریخ معاصر ایران به تقویت جنبش اصلاح طلبی مردم ایران انجامید و مردم ایران در انتخابات سال 80 علاوه بر انتخاب مجدد خاتمی به شعار "اصلاحات آری" برای به نتیجه رسیدن این آرمان رای مثبت دادند.جنبش اصلاح خواهی مردم ایران که ریشه در اعماق تاریخ و فرزند انقلاب اسلامی است اما از منظر رقبا تعریفی دیگر یافت که این نوشتار مجال پرداختن به آن را ندارد.

اما آنچه مهم است علی رغم تمام فراز و نشیب هایی که جنبش اصلاحات در طول سالیان گذشته با آن مواجه بوده است اما هنوز می توان صدای ضربان قلب آن را از اعماق وجود ملت ایران شنید.شاهد این مدعا نیز عزم جزم مخالفان اصلاحات در دولت ومجلس و رسانه های وابسته به آنها برای زمینگیر کردن این جریان است.جریانی که علی رغم شکست در انتخابات های گذشته هنوز توان مقابله با بحرانهای موجود را دارد و در قبال برخی رفتارها حرفی برای گفت.

اما آنانکه می خواهند به این عرصه پای گذارند باید تکلیف روشنی با اصول اصلاحات داشته باشند.

حرکت در درون قانون اساسی،لزوم برخورداری آحاد جامعه از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن،حق انتشار نشریه،حق تشکیل حزب و جمعیت و....،حفظ کرامت انسانی،قانون گرایی ،تقویت نهادهای مدرن مردمی،پذیرش سخن مخالف،آزادی مبتنی بر قانون اقلیت و... از جمله مولفه های یک نامزد اصلاح طلب مجلس است که در کارنامه وی دفاع از این مسائل به چشم بخورد.

آنها که خود را اصلاح طلب می دانند باید با درک شرایط حساس کنونی و درس آموزی از گذشته که نشان داد تفرقه و تکروی مهمترین عامل شکست است با همگرایی و همراهی با ائتلاف اصلاح طلبان همراه سازند.زیرا جریان عمومی اصلاحات هر کس که با هر نیتی عامل شکست نیروهای معرفی شده از سوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان باشد را نمی بخشد.

امروز جامعه ایران گرفتار مشکلات فراوانی است. در عرصه سیاسی کشور دچار بحران های فراوانی است.تغییر و چرخش آرام قدرت تنها راه برای فائق آمدن بر این مشکلات است.امروز عملکرد و کارنامه درخشان اصلاح طلبان روبروی مردم ایران است و آنها می توانند با انتخابی آگاهانه و فرستادن نمایندگانی اثر بخش و شجاع که توسط ستاد ائتلاف اصلاح طلبان معرفی خواهند شاهد برون رفت از مشکلات موجود باشند.

هفته نامه مهر کرمان