مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 9 دی ماه سال 1386
برای یک دوست

چند روزی بود که گرفتار سفر سید محمد خاتمی به کرمان بود .حضور خاتمی در کرمان پس از دوسال برایمان شادی آفرین بود.خود را آماده استقبال می کردیم که خبردادند دوست عزیزمان در غم از دست دادن فرزند خردسالش سوگوار است.

از مدتی پیش در جریان بیماری "علی "بودم وتنها کاری که از دستم برمی آمد دعا بود.....

بعد از اتمام سفر دیشب فرصتی دست داد تا به سراغ رحیم برویم.غم از دست دادن علی در صورتش موج می زد.بغض گلویم را فشار می داد ؛علی دنیای رحیم بود.مادر علی نیز بی تاب بود اما چه می توان کرد که دست روزگار این بار به سراغ کودکی رفت که شیرین زبانی هایش فراموش ناشدنی است.عبدالرحیم نیز باید صبور باشد.از دست دادن فرزند خردسال سخت است اما نباید این مسئله سبب پژمردگی و بازدارندگی خود وهمسرش شود.باید به روزهای خوب بیندیشد روزهایی که اگرچه علی نیست اما می توان با یاد وخاطره ی او زنده بود زندگی کرد.

عبدالرحیم یکی از بهترین دوستان من است به او صمیمانه تسلیت می گویم و از درگاه ایزد متعال صبر برایش مسئلت می نمایم.