خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 9 آذر ماه سال 1386
خیانت ملی

روزهای آخر هفته بسیج است.نمی توانم خیلی پر شور و حرارت برای بسیج بنویسم.شاید به خاطر اینکه بعضی ها این واژه را خرج سیاست بازی های کثیف خود کرده اند و از آن پله قدرت درست کرده اند.یکی از همان هایی که روزگار جوانی خود را در جنگ سپری کرده می گفت:بلایی سر لباس بسیج و سپاه آورده اند که خیلی از رفقای من خجالت می کشند لباس سبز سپاهی بپوشند.

با خود تامل کردم و اندیشیدم چرا بسیج را در ذهن نسل من مثله شده می بینم؟جوابی نیافتم.

بسیج و سپاه و جنگ را مصادره کردند همان گونه که اسلام را مصادره کرده اند.آنهایی که مصادره کرده اند هیچ کدام از این مفاهیم را به درستی نشناخته اند.

مفلوکانی که از بسیج در ذهن مردم چماق درست کردند روزی باید در دادگاهی حق طلب محاکمه شوند.آنهایی که قصد داشته ودارند «مدرسه عشق»را به مدرسه خشونت تبدیل کنند گناه بزرگی مرتکب می شوند و نمی دانم کی باید مجازات شوند.مدعی العموم را هم نمی بینم برای دفاع از کشور وشرافت بسیج کسی را محاکمه کرده باشد.

حاج احمد به خوبی می نویسد و روایت می کند.به قلم شیوایش غبطه می خورم.او هم بسیجی است.هم آزاده و 8 سال در زندانهای فرعونی صدام سپری کرده است.حاج احمدها زیادهستند. اما چشم حق بین روزگار کور شده است.و نمی بینند خیل عظیم بسیجی هایی که حاضر نشدند شرافت خود را خرج سیاست بازی ها کنند.همان هایی که می گویند در دوران اصلاحات بچه های جنگ نقشی نداشتند!

اتفاقا باید گفت جنگ را بچه های اصلاح طلب اداره کردند همانگونه که انقلاب را به ثمر رساندند.

یکی از انقلابی های 57 می گفت:زمانی که ما در کرمان برای انقلاب تلاش می کردیم برخی از روحانیون سوپر ولایی امروز از ترس جرات فعالیت نداشتند.

امروز قیچی حذف کمکمک همه را حذف می کند.امروز آنهایی از جنگ دم می زنند که کارنامه آنها روشن نیست.اما چه می شود کرد که حرف حق را کسی نمی شنود.