شب گذشته را در جلسه ای گذراندم که نمایندگان احزاب اصلاح طلب حضور داشتند.از حزب اسلامی کار،روحانیون مبارز،مجاهدین انقلاب،انجمن اسلامی معلمان و انجمن اسلامی دانشجویان و من به نمایندگی از انجمن روشنگران
بانی و برگزار کننده جلسه دکتر علی مصطفوی رئیس سابق حزب مشارکت کرمان بود که در حال حاضر در جبهه اصلاحات فعالیت دارند.
نماینده انجمن اسلامی معلمان از فشارهای ایجاد شده برای معلمان گفت و اینکه به دبیرانی که بیش از 20 سال سابقه تدریس در حوزه های قرآنی و دینی داشته به صرف اصلاح طلب بودن خواسته اند تا بار دیگر آزمون قرائت قرآن بدهند.
نماینده انجمن اسلامی معلمان این جمله ارسطو را گوش زد کرد که اگر سیاست با صداقت همراه نباشد نجش ترین پدیده اجتماعی است.
نماینده سازمان مجاهدین انقلاب هم انتخابات گذشته ریاست جمهوری را علی رغم برخی تحلیل ها یک پیروزی بزرگ دانست.چرا که اصلاح طلبان دانستند بدون یکدیگر کاری را نمی توانند ÷یش ببرند.
نماینده انجمن اسلامی دانشگاه نیز وضعیت موجود را برای دانشجویان ،معلمان ،روزنامه نگاران و... دشوار ارزیابی کرد و به انتقاد از عملکرد دولت اصلاحات در دوران حاکمیت پرداخت.
من نیز برگزاری چنین جلساتی را به منظور هماهنگی بیشتر احزاب اصلاح طلب را مفید ارزیابی کردم واعلام کردم که نباید از این جلسات تنها توقع انتخاباتی داشت و پس از انتخابات آن را تعطیل نمود.
از اواسط جلسه آقای مرعشی نیز به جمع ما اضافه شد و در پایان جلسه به جمع بندی نظرات دوستان ÷رداخت.آقای مرعشی که در حال حاضر قائم مقام ستاد اصلاحات است از مشکلات فراروی اصلاح طلبن سخن به میان آورد واز اینکه نمی توان با سیاست قهر کرد.
مثالی آورد از دوستی که گفته من دیگر با سیاست کاری ندارم و پاسخی که که به وی داده است و گفته در حال حاضر که شکست خوردیم از سایست جدا شدی؟بگذار هنگامی که به ÷یروزی رسیدیم و کشتی اصلاحات از گل در آمد سیاست را ترک کن.
آقای مرعشی شرایط فعلی را حساس توصیف کرد و از اصلاح طلبان خواست که علی رغم تمام تفاوت سلیقه ها وحدت خود را حفظ کنند.
اواسط جلسه برای شرکت در مراسم ازدواج دوست عزیزم علی آقا عباس نژاد قصد ترک جلسه را داشتم که آقای مرعشی اعلام کرد اگر 5 دقیقه تحمل کنی تمام می شود!آقای مرعشی هم در مراسم عروسی دعوت داشتند اما نمی دانستم که حضور پیدا می کنند یا خیر.البته بعد متوجه شدم که ایشان نیز قصد دارند در مراسم شرکت کنند.به اتفاق تعدادی از دوستان به سمت محل برگزاری رسیدیم .اتومبیل آقای مرعشی هم از دور نمایان شد و به اتفاق چند نفری از همراهان آقای مرعشی وارد سالن شدیم.خبری از داماد نبود.آقای فرشاد هم در سالن حضور داشتند و به جمع ما پیوستند.جمع کوچکتری بود و از هر دری سخنی رفت.از انتخابات گرفته تا خاطرات آقای مرعشی.
خاطرات آقای مرعشی شیرین و مثال زدنی هستند.تعریف می کردند که در مجلس ششم هنگامیکه عده ای از نمایندگان قصد کاهش تعرفه خدمات دولتی را داشتند آقای مزروعی اعلام کرده است اگر مرگ موش را هم ارزان کنیم مردم برای خرید آن صف میکشند.
در این هنگام نمایندگان تذکرات متعددی می دادند که چرا مزروعی به ملت توهین کرده است. در این لحظه آقای مرعشی از رئیس جلسه آقای کروبی اجازه می گیرد و می گوید آقای مزروعی احتمالا مرگ موش را برای مخالفان سیاسی خود ویا مادر زن خود می خواهند!
گویا در این هنگام زنان مجلس به مرعشی اعتراض می کنند که چرا به مادر زن ها توهین کردی!در این هنگام آقای مرعشی با زیرکی خاص خود می گوید اجازه بدهید بروم و اعلام کنم خانم ها سهم مرگ موش خود را می دهند به مادر شوهرشان!
آقای مرعشی سر شام هم به رو به من کردند وگفتند تو چرا غذاها را حرام می کنی؟منظورشان این بود چون لاغر هستم هر چه میخورم فایده ای برای من ندارد!


اردیبهشت 1387