آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386
اتهام زدایی

کرمان با همه شکوه و جبروتش هنوز نتوانسته حامل تصویری از یک جامعه رو به توسعه را به نمایش بگذارد. شاید به همین جهت است که رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بر این عقیده است که کرمان را به مواد مخدر می‌شناسند. این موضوع یک واقعیت تاریخی است و نباید با تعصب با آن نگریست. چرا که نگاه متعصبانه به مقولات اجتماعی واجد هیچ سود و فایده‌ای نیست و چیزی از این رهگذر به دست نمی‌آید. آن روز که کیانوش عیاری در سریال «هزاران چشم» به این مسئله اشاره کرد نگاه متعصبانه ما نتوانست اجازه دهد در یک فضای منطقی و به دور از احساسات این مسئله مورد نقد و بررسی قرار بگیرد.

باید پذیرفت که کرمان از منظر یک ایرانی غیر کرمانی یعنی فروشگاه زنجیره‌ای مواد مخدر که در آن انواع مواد افیونی به وفور یافت می‌شود و کرمانی هم مشتری پر و پا قرص این فروشگاه است و تازه عروسان هم در جهیزیه خود آلات مصرف مواد مخدر را به خانه بخت می‌برند! کرمان به واسطه اینکه محور ترانزیت مواد مخدر قرار گرفته است همواره محل تردد کاروان‌های توزیع مواد مخدر بوده است و تا تدبیری اساسی برای این مسئله اندیشیده نشود همچنان محل تردد سوادگران مرگ خواهد بود. اما همه مسئله این نیست تأسف آور زمانی است که افکار عمومی جامعه «کرمانی» را «معتاد» می‌پندارند، در حالی که آمار چیز دیگری می‌گوید. بر اساس آنچه نهادهای مسئول بر آن تأکید ورزیده‌اند کرمان رتبه سیزدهم را در مصرف مواد مخدر داراست و این یعنی 12 استان دیگر از کرمان در این مقوله پیشی گرفته‌اند. معضل «معتاد پنداری» کرمانی‌ها قدمتی به وسعت تاریخ دارد و به عنوان مثال میرزا رضا مهندس در سفرنامه خود که مشخص نیست تا چه میزان از صداقت بهره‌مند است می‌نویسد: .... مردمش بیشتر وافوری‌اند و کمتر مسکرات دیگر مصرف می‌کنند .... و این موضوع خود گویای نحوه شکل گیری این تفکر است. اما سؤال اساسی این است که چه کسی مسئول آگاه سازی افکار عمومی است؟

مسئولان استان کرمان تاکنون چه قدمی در این مورد برداشته‌اند؟ نهادهای فرهنگی در این خصوص چه طرح و پیشنهادی دارند؟ و آیا اساساًٌ این نهادها مبارزه با این مسئله خود را موظف می‌دانند که در این راستا گام بردارند؟ به نظر می‌رسد که دولت در این بخش وظیفه بزرگی بر عهده دارد. مسئولان استان باید ضمن خودداری از اظهاراتی که در آن چهره غیر موجهی از کرمان را به نمایش می‌گذارند ضمن کمک به فرآیند توسعه در زمینه اتهام زدایی از مردم استان گام بلندی بردارند. آنچه مسلم است ایجاد یک چهره موجه و معقول از کرمان بدون پیشرفت و توسعه امکان پذیر نیست. افزایش میزان سرمایه گذاری در کرمان تقویت بخش گردشگری و کاهش نرخ بیکاری می‌تواند با توجه به سابقه و پشتوانه عظیم تاریخی و افزایش نیروهای تحصیل کرده اذهان جامعه را نسبت به واقعیت‌هایی که در کرمان می‌گذرد واقت کند.

منتشر شده در هفته نامه مهر کرمان

سه شنبه 24 مهر ماه سال 1386
اخم احمدی نژاد و لبخند خاتمی

آقای باهنر امروز در جمع روحانیون ارتشی عنان از کف داده است و هر آنچه نزدیک بود به عقده تبدیل شود را برون ریخت.اینجا بخوانید مهمترین بخش سخنان آقای باهنر این است که آقای خاتمی در عرصه دیپلماسی فقط لبخند می زد! اما احمدی نژاد اخم می کند!سپس به این نتیجه رسیده اند چون خاتمی لبخند می زد سیاست خارجی اش منفعلانه بود و چون احمدی نژاد می خندید دیپلماسی فعالی دارد.

در اینجا لزومی نمی بینم که درباره دیپلماسی آقای احمدی نژاد سخنی به میان آورم.اما ذکر این نکته را ضروری می دانم که مثبت یا منفی بودن عملکرد را افکار عمومی و نخبگان جامعه ارزیابی می کنند و به آن نمره می دهند.کاملا واضح است که سیاست خارجی دولت نهم با دولت اصلاحات قابل مقایسه نیست.چرا که در شرایطی که ایران می رفت در آتش جنگی دیگر بسوزد همین سیاست که باهنر نام آنرا سیاست لبخند می گذارد باعث شد تا ایران به شرایطی باز گردد که از احترام بین المللی برخوردار باشد و بزرگترین کشورهای توسعه یافته دنیا میزبان خاتمی باشند و ملت ایران میزبان آنها.اما نتیجه واضح و شفاف سیاست اخم احمدی نژاد این است که ارتباط ایران تقریبا با کشورهای موثر در تحولات بین المللی قطع شده است و آنچه امروز از آن به عنوان سیاست خارجی نامبرده می شود دیدارهای آقای احمدی نژاد با سران چند کشور فقیر وتوسعه نیافته و با گرایشات کمونیستی است که احمدی نژاد دوست دارد برای مردمش گریه کند.

به راستی دستاورد دولت نهم در عرصه خارجی چه بوده است که امروز از سیاست اخم تمجید می شود.آیا دیدار با سران چند کشور که رسانه ها نام آنها را دیوانه گذارده اند دیپلماسی فعال است؟آیا معطل ماندن وزیر امور خارجه ایران پشت در دفتر رهبر بحرین سیاست خارجی عزت آفرین نام دارد؟شما قضاوت کنید.

جمعه 13 مهر ماه سال 1386
کپی گفتگوی تمدنها

آقای احمدی نژاد در سازمان ملل پیشنهاد داد جبهه همبستگی برای صلح تشکیل شود.اما به دلایلی که کاملا نا مشخص است در سطح جهان هیچ استقبالی از این طرح صورت نگرفته است.

یکی دیگر از محورهای سخنان آقای احمدی نژاد این بود که مردم فلسطین خود برای کشورشان تصمیم بگیرند و از طریق انتخابات آزاد نحوه اداره کشورشان را انتخاب کنند.این پیشنهاد قبلا از سوی سید محمد خاتمی مطرح شده بود وامروز تبدیل به سیاست نظام شده است.

اکنون مشخص می شود که چرا آقای احمدی نژاد سعی می کند در سازمان ملل پیشنهاد های تکراری البته با واژگانی نو ارائه دهد.اینکه پیشنهاد آقای احمدی نژاد مورد توجه جهان قرار بگیرد البته خواست وعلاقه همه ایرانیان است اما اینکه قرار باشد کپی گفتگوی تمدنها را در سازمان ملل ارائه نماید بعید به نظر می رسد که مورد توجه جهان قرار بگیرد.از سویی نوع سیاست دولت آقای خاتمی با دولت آقای احمدی نژاد در پذیرش اینگونه پیشنهادها موثر است.

 

پنجشنبه 12 مهر ماه سال 1386
حدیث آزادی و نسیم اتحاد

اظهارات جناب آقای دکتر احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا مبنی بر وجود آزادی در کشور آنقدر برایم جالب بود که علی رغم میل قبلی ام  مجبورم زوایای تاریک برگزاری دومین همایش نسیم اتحاد را نقل کنم .

مدتی پیش به اتفاق دوستان قصد داشتیم همایشی تحت عنوان نسیم اتحاد برگزار کنیم.همایشی که در آن همه تفکرات موجود در جبهه اصلاحات را کنار هم بنشانیم و تعدادی از آنها برای مردم سخنرانی کنند.

تقاضایی نوشتیم و من مامور شدم آنرا به فرمانداری ببریم ،یکی از مسئولان فرمانداری که خیلی با ذره بین سیاسی، مسائل را نمی دید نامه ای نوشت به اداره کل سیاسی استانداری و نامه را به من سپرد تا آنرا برای امضا به اتاق فرماندار ببرم.مدتی طول کشید وقتی جواب نامه آمد دیدم جناب فرماندار به شدت از این موضوع برآشفته اند وشدیدا ابراز مخالفت فرموده اند!

ابتدا نا امید شدم اما تصمیم گرفتم بدون اینکه توجهی به این نامه شود تقاضای دیگری تنظیم کنیم و راسا تقدیم استانداری نمایم .

البته زمان سخنرانی که چهارم خرداد بود و سخنرانان که در ابتدا آقایان دکتر رضا خاتمی،دکتر یدالله اسلامی و آقای مرعشی بودند دوستان فرمانداری را نگران کرده بود.

درخواست مان را به استانداری سپردیم پس از مدتی که با دفع الوقت و امروز فردای مسئولان مواجه شدیم مصمم شدیم به اتفاق یکی از دوستان به دیدار سردار حسین فتاحی برویم که پس از انتخابات از لشگر 41 به استانداری تشریف آورده بودند!چند دقیقه ای در کنار چندین ساعت دیگر در سالن انتظار منتظر شدیم تا بالاخره دیدیم سردار تشریف آوردند وقتی موضوع را با ایشان در میان گذاشتیم با عصبانیتی که خاطره بدی از ایشان در ذهنم را ایجاد کرد گفت:دوم خرداد؟دوم خرداد تمام شد!و...

خیلی برای ما سنگین بود.امر برای سرادر مشتبه شده بود تصور فرموده بودند من سرباز ایشان هستم.که البته چنین برخوردی با سرباز هم شرم آور است.در عین حال سعی نکردیم از موضع خودمان کوتاه بیائیم.در این گونه موارد سعی می کردیم به قانون استناد کنیم.دوست وبرادر عزیزم آقای سلطانی به آقای فتاحی گفت ما این مراسم را در یک منزل شخصی برگزار می کنیم.که در این لحظه سردار با عصابنیتی فزون تر اعلام کرد :باید تبعات این کارتان را در نظر بگیریم که آقای سلطانی اعلام کرد شما غصه ما را نخورید تبعاتش را هم می پردازیم.

وقتی که از استانداری برگشتم یکی از سخنرانان با من تماس گرفت و گفت قرار شده یکی از مسئولان دولت سابق با معاون سیاسی استاندار رایزنی کند که البته این اتفاق افتاد و با پافشاری دوستان استانداری با برگزاری این مراسم موافقت کردند.

البته در این بین بیانیه ای نیز منتشر کردیم و به این موضوع اعتراض کردیم.

روزی که برای نهایی شدن موضوع به اتاق سردار رفتم با روی گشاده از ما استقبال کرد البته طعنه و کنایه های فروانی بر زبانش جاری شد که اگرپای منافع جمعی  در میان نبود از خجالت ایشان در می آمدم!

بگذریم آقای فتاحی با یک لحنی که مثلا ما بر سر ما محنت گذاشتند واجازه برگزاری مراسم را داده گفت: به آقای آرمین ویدالله اسلامی بگوئید "تند" صحبت نکنند!

من هم گفتم :من....؟من به آقای آرمین بگویم چه جوری صحبت کند؟! آقای اسلامی و آرمین زمانی که برخی از سینه چاکان ولایت معلوم نبود کجا بودند برای استقرار نظام تلاش می کردند.حالا به آنها بگویم چگونه حرف بزنند.شما بهتر است قصاص قبل از جنایت نفرمائید.هم ما که این طرف میز هستیم و هم شما که آن طرف ،قانون بین ما حکم می کند.

وی که گویا خیلی از سخنان من ناراحت شده بود گفت:کشور نا امن است ممکن است برخی عناصر تروریست به خودشان بمب ببندد و بیایند جلسه شما را منفجر کنند !فردا نگوئید راستی ها بودند!خیلی تعجب کردم و گفتم:پس نیروهای امنیتی شما چکار می کنند؟اگر اینقدر اوضاع خراب است چرا در تیترهای سفارشی برخی نشریات می گوئید کرمان از نظر امنیت حرف ندارد!

از طرفی شما قرار است نیروی انتظامی را مامور برقراری امنیت جلسه کنید این توصیه ها را به آنها هم بکنید. ...

بهر حال اینها همه نشانه های آزادی است.دلم می خواست آقا احمدی نژاد را میدیدم و به او می گفتم و حدیث آزادی را برای او بازگو می کردم.

در دوره اصلاحات که رشد فزاینده آزادی در کشور همه را انگشت به دهن نگاه داشته بود فکر نمی کنم سید محمد خامی چنین ادعایی داشت که امروز در فضای امنیتی دولت "مهروز"آقای احمدی نژاد چنین مدعی است.

 

سه شنبه 10 مهر ماه سال 1386
شعار ۵۰تومانی و اقلیتها

دعوای حزب آقای کروبی و اصلاح طلبان جدی شده است.سخنان آقای کروبی و برخی مسئولان حزب اعتماد ملی خوراک کیهان و فارس و... می شود و بهره اش را اصولگرایان می برند.قرار است آقای کروبی در ایام انتخابات در خصوص آنچه را که تندوری قلمداد می کنند سخنانی بر زبان بیاورد.

این نحوه اظهارات آقای کروبی با همه احترامی که در بین نیروهای اصلاح طلب دارد باعث شده تا برخی از دوستان را نگران کند.همچنین برخی از دوستان ایشان در شهرستانهای کرمان علیه سایر اصلاح طلبان به اصطلاح گارد گرفته اند که این اصلا پدیده ی جالبی به نظر نمی رسد.

چند روز پیش نیز آقایی از حزب اعتماد ملی به یاد رقابت های انتخاباتی افتاده بود وگفته بود اصلاح طلبان پیشرو اگر رای اقلیت های قومی ومذهبی را از رایشان کم کنند مشاهده می فرمایند که فقط 2 میلیون رای دارند.

اگر اینگونه به قضیه انتخابات نگاه کنیم باید به این برادر عزیز عرض کرد شما هم اگر آرایی که به واسطه شعار 50 هزار تومانی به آقای کروبی داده شد را از آرای خود کم کنید تا به یک نتیجه منطقی تر دست یابیم!

ای کاش آقای کروبی ودوستانشان این ایام سکوت می کردند تا قرار نباشد برخی مسائل رسانه ای شود.