مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 27 شهریور ماه سال 1386
از آقا تهرانی تا تاج زاده

چندی است که رسانه های جریان اقتدارگرا در یک حرکت هماهنگ به انتقاد که نه، بلکه حمله به یکی از اصلاح طلبان فعال کشور پرداخته و او را مورد حملات شدید قرار داده اند که با اندکی تامل در مغالطه رسانه ای جریان اقتدارگرا به خوبی این نکته روشن می شود که انتشار خبر کذب اظهارات دکتر تاج زاده علیه رئیس جمهور(که البته با فرض صحت آن در توهین آمیز بودن آن شک وجود دارد)در یک سایت و آتش تهیه تدارک شده علیه این چهره اصلاح طلب و همزمان صدور حکم محکومیت علیه وی همه سطور سناریویی بوده که ستاد ضد اصلاحات در آستانه انتخابات و در زمانی که خود را گرفتار در عدم موفقیت در حوزه اقتصادی می بیند آنها را برای گریز از فشار اجتماعی می نویسد.

تیتر یک روزنامه دولت و مصاحبه های آن چنانی و البته سفارشی خبرگزاری فارس در کنار آن سایت که خود در لجن پراکنی گوی سبقت را از همه ربوده ،واخیرا افاضات حضرت کیهان، نشان می دهد که جناح اقتدارگر از مدتها پیش خود را برای هدف قرار دادن تاج زاده آماده کرده و می خواهد با یک حرکت حساب شده و فرار به جلو با مظلوم نمایی خود را "توهین شده"و اصلاح طلبان را توهین کننده بنامند تا شاید از این آب گل آلود ماهی انتخاباتی صید کند.

حضرات که این روزها از توهمی که آنرا توهین به رئیس جمهور می پندارند رگ غیرتشان باد می کند چرا در قبال اظهارات سخیف آقای تهرانی استاد مثلا اخلاق کابینه موضعی نگرفتند و سخنان ایشان را محکوم نکردند.چرا در قبال حرکت موهن سایت آن خانم در تولید انبوه سی دی علیه چهره ای که هنوز محبوب ترین نیروی سیاسی به شمار می رود روزه سکوت گرفته اند.

آقایان اصولگرا کجا بودند در دوم خرداد 76 که در شهر کرمان وسایر نقاط ایران خاتمی را بنی صدر خوانند و سیادت او را زیر بردند.کجایند آن حضراتی که زمانی که دست شان از نقد تهی بود اتهامات غیر اخلاقی به اصلاح طلبان می زدند تا بتوانند خود را به جایگاهی برسانند.

آنهایی که در ویژه نامه لثارات صراحتا به خاتمی توهین کردند کجا هستند؟آیا آنها هم محکوم می کنند؟برادری که در نشریه ثارالله کرمان به خاتمی توهین کرد آیا امروز او هم می خواهد اظهارات تاج زاده را محکوم کند؟

امروز آنچه را شاهدیم این است که بی اخلاق ترین بخش جناح راست در رسانه های خود درس اخلاق تدریس می کنند و مصداق این شعر حضرت حافظ هستند که :.... چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند.


دوشنبه 26 شهریور ماه سال 1386
تصمیم گیری برای مطبوعات در کمیسیون احزاب

جناب سردار افشار که مدتی است به عنوان معاون سیاسی وزرات کشور فعالیت خود را آغاز نموده اند امروز در اظهار نظری عجیب اعلام کرده اند:« استفاده مطبوعات و سایر رسانه‌ها از عنوان احزاب و تشکل‌های سیاسی که مجوز فعالیت از کمیسیون ماده‌ی 10 احزاب ندارند مجاز نیست و برای این منظور به زودی فهرست احزاب و تشکل‌های سیاسی که مجوز قانونی دارند برای رسانه‌ها ارسال می‌شود.»

این اظهار نظر ایشان از دو جنبه قابل بررسی است.

1-قانون مطبوعات با همه نواقص و ایرادتی که در آن به چشم می خورد یکی از انواع قوانینی است که اجرای کامل آن می تواند بخشی از حقوق مطبوعات را تامین نماید.در ماده 4 قانون مطبوعات به صراحت ذکر شده است که :« هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای در صدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت کند»

با این وجود مشخص نیست که کمیسیون ماده 10 احزاب و در راس آن سردار افشار با چه مجوزی برای مطبوعات و رسانه ها تعیین تکلیف کرده اند زیرا براساس قانون تنها مصوبات شورای عالی امنیت ملی برای مطبوعات لازم الاتباع است.

این مصوبه قطعا یکی از مصوبات غیر قانونی است و چنانچه مدیر مسئول شجاعی آنرا در دیوان عدالت اداری طرح نماید قطعا این مصوبه باطل خواهد شد.

2-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران احزاب را "آزاد"می داند.حتی در قانون احزاب هم هیچ اشاره ای نشده است که فعالیت احزاب بدون پروانه غیر قانونی است.بلکه در این قانون تصریح شده است که احزاب باید هیئت رهبری خود را به وزرات کشور معرفی کنند.

حتی در فرمهایی که وزارت کشور برای ثبت احزاب درنظر گرفته است گزینه هایی برای درج آرم احزاب و درج آدرس احزاب وجود دارد.قطعا تا حزبی شکل نگیرد و فعالیتی نداشته باشد نمی تواند دفتر و تکیلات وآرم و... داشته باشد.

از سوی دیگر هیچ الزامی برای کسب مجوز برای فعالیت سیاسی وجود ندارد.تنها احزابی غیر قانونی هستند که دادگاه صالحه آنها را محکوم کرده باشد.

3-همه فعالان سیاسی می دانند که تشکلهایی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،جامعه روحانیت مبارز ،آبادگران جوان ،حزب الله ایران و انصار حزب الله فاقد مجوز از کمیسیون ماده 10 احزاب هستند اما الحمدالله به لطف حامیت یکدست هیچ مشکل وتنگنایی برای آنها وجود ندارد.

با این وجود مطبوعات نباید اظهار نظر سران این جریانات را نیز منتشر کنند.اما این نکته ای است که آینده آن را مشخص می کند.

4-مصوبه اخیر کمیسیون ماده 10 احزاب که متاسفانه اعضای فاقد کمترین پشتوانه سیاسی هستند در جهت اعمال سانسور ومحدودیت برای  تشکلهایی است که یا پرونده
آنها در سیستم معیوب مدیریتی گیر افتاده است و یا بهر دلیل قصد ندارند تشکیلات خود را در این کمیسیون ثبت کنند(مانند روحانیت مبارز).بهر حال این تصمیم دولت نهم چندان هم غیر منتظره نبود و دولت نظامی سعی دارد تا با توان هر چه بیشتر حفره های آزادی را مسدود نماید.

 

دوشنبه 26 شهریور ماه سال 1386
انقلاب در اینترنت

خبر مانند همه خبرهای بد کوتاه بود.گوگل،جی میل و بلاگفا فیلتر شدند.

گویا تیغ سانسور دولت نهم برنده تر شده است و هنگامی که خود را غرق در مشکلات و گرفتاریهایی می بیند که ناشی از سوءمدیریت است این بار تصمیم گرفت سایت بلاگفا را فیلتر کند با هزاران وبلاگ فارسی که هر کدام نقش به سزایی در عرصه اطلاع رسانی دارند.

مسدود کردن بلاگفا یعنی خفه کردن صدای هزاران وبلاگ نویسی که مدتهاست در این فضا به نقد دولت نشسته اند که البته همه آنها هم منتقد دولت نبوده اند و حامیان دولت نیز دارای رتبه ویژه ای بودند.اما دولت نهم از خیر حامیان گذشت تا شر منتقدان دامنگیرش نشود.

فیلترینگ بلاگفا اما به خاطر صدایی بود که از درون این مجموعه بلند می شد.

اما از فیلترینگ گوگل و جی میل در تعجبم که دو سرویس دهنده "موتور جستجو"و ارائه دهنده ایمیل رایگان که هیچ تاثیر خاص سیاسی نمی توانند داشته باشند.

روند پیش گرفته شده از سوی دولت آقای احمدی نژاد روند خطرناکی است که آدمی را به تفکر وا می دارد که ادامه وضع موجود وتخریب زیر ساخت های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی چه دردی از دولت انقلابی نهم دوام می کند؟

بر همین اساس و با توجه به فیلترینگ سایت بلاگفا که منجر به فیلتر شدن وبلاگ قبلی اینجانب گردید وبلاگ جدید به این آدرس تغییر پیدا کرد.